دیلمیان آل بویه

از جمله تسلط بر مرکز خلافت که ارنولد توین بی در کتاب تاریخ تمدن در این مورد مینویسد: "سلسله آل بویه نخستین سلسله ای بود که ایالت متروپولیس خلافت را _عراق_ اشغال کرد و سلطه مستقیم بر خود خلافت پیدا نمود. آل بویه ایرانیان اهل گیلان بودند و تسلط آنها بر خلافت عباسی اوج پیشرفت ایرانیان در قدرت سیاسی جهان اسلام در مقابل اعراب بود". دوره کوتاه (صد ساله) بین ضعف قدرت خلافت بغداد و یورش اقوام ترک و مغول که دوران اوج قدرت دیلمیان آل بویه و استقلال ایران بود, جدا از موفقیتهای نظامی, دوران رشد فرهنگی و علمی جامعه و ظهور غولهای علمی ادبی نیز بود. بزرگانی چون رازی, علی عباس و ابن سینا در سایه حمایتهای آل بویه پرورش یافتند. ابن سینا نیز در دوره علا الدوله دیلمی وزیر وی شد. ابو ریحان بیرونی نیز در گریز از دست سلطان محمود در دوره مجدالدوله دیلمی به ری گریخته و پس از مدتی به نزد مرزبان بن رستم از اسپهبدان مازندران رفت. سیریل الگود در کتاب تاریخ پزشکی ایران می نویسد: " از نظر تشویق و تقویتی که معزالدوله (احمد بویه) از فن طبابت و از بیمارستانها بطور کلی میکرد ورود او را به بغداد باید آغاز عصر نوینی در علم پزشکی دانست". آغاز بکار رصدخانه دیلمى ایران به مدیریت "ابوسهل کوهى طبرى" 15 اکتبر سال 987 میلادى. ابوسهل پسر رستم در زمان خود از ریاضى دانان برجسته، و به رموز فضا و علم هیات آشنا بود و کار "رصد" ستارگان را از همین روز آغاز کرد. این رصد خانه که چند ریاضى دان دیگر در آن به کار سرگرم شده بودند به تصمیم و هزینه شرف الدوله دیلمى از امیران این دودمان میهندوست ایرانى ساخته شده بود. همدان, اصفهان و ری در این دوره به مراکز بزرگ علمی و فرهنگی بدل شده و دارای کتابخانه های بزرگی بودند که شهرتی فراوان داشتند. بویژه کتابخانه ری که بوسیله مجدالدوله دیلمی ساخته و بوسیله سلطان محمود غزنوی سوزانده شد شهرتی عالمگیر داشت
گرچه رنسانس ایرانی دوره آل بویه به سبب یورش اقوام ترک و مغول نتوانست از تداوم لازم برخوردار بوده و به تثبیت دستاوردهای کسب شده برای تغییر بنیادین در ساختار جامعه برخوردار شود, اما مهر خود را در سرنوشت میهن مان زده و با احیا بعضی سنت های ایرانی و ایجاد حس میهن پرستی در جامعه, اندیشه تعلق به ملت را جایگزین تعلق به امت نمود, امری که به بقا ما به عنوان یک ملت با پارامترهای لازمش که در مقوله کشور تجسم می یابد کمک نمود
فرزندان بویه
علی بویه
علی و برادرانش حسن و احمد پس از ترک پدر و کار ماهیگیری و کشاورزی در گیلان در آغاز به سپاه ماکان کاکی پیوستند. مدتی بعد به مردآویج زیاری پیوسته و از طرف او علی به سمت والی کرج برگزیده شد, بعداز پیوستن نیروهای تازه دیلمی و افزایش سپاهیانش علی به اصفهان رفته و با شکست سپاهیان منتسب به خلیفه آنجا را آزاد میکند. برای پرهیز از درگیری با سپاهیان مردآویج علی اصفهان را به زیاریان سپرده و عازم شیراز گردید. پس از غلبه بر یاقوت و فتح شیراز .مامداری آل بویه رسما اعلام گردید. علی قبل از مرگش در سن 59 سالگی امارت فارس را به برادرزاده خود , فنا خسرو که پسر حسن بود سپرد
حسن بویه
حسن برادر کوچکتر علی پس از قتل مردآویج بدست غلامان ترک اصفهان و ری و همدان را متصرف شد. وی در سن هفتاد سالگی فوت کرد
احمد بویه
احمد بویه که خوزستان را از دست عمال خلیفه آزاد ساخته بود پس از تثبیت موقعیت خود, به فکر تهاجم به مرکز متروپل اشغالگر یعنی بغداد افتاد, وبالاخره در تاریخ 334 قمری برابر با 945 میلادی بغداد را فتح کرد. مرکز خلافت, جایی که نزدیک به سیصد سال فرمان کشتار هزاران هزار ایرانی از آنجا صادر میشد, مسلخ ابو مسلم, مازیار و بابک... فتح شد. کاری را که یعقوب لیث شروع کرد, مردآویج ادامه داد و جانش را بر سرش گداشت, کوچکترین فرزند ابو شجاع ماهیگیر گیلانی به اتمام رساند. احمد بویه در سن 53 سالگی براثر بیماری درگذشت

پس از علی, حسن و احمد مقتدرترین زمامدار آل بویه فنا خسرو ملقب به عضدالدوله دیلمی (فرزند حسن) بود
تاسیس بیمارستان عضدی بغداد به توصیه محمد زکریای رازی، فیلخانه عضدی، کتابخانه عضدی شیراز و بند امیر بر رود کر، از بناهایی است که در دوره وی ساخته شدند.
. با مرگ وی به تدریج از اقتدار آل بویه کاسته شد. در فقدان یک نیروی سراسری و عامل متحد کننده مردم بود که چشمان طمعکار نیرویی مخرب و ویرانگر ( و بد تر از هرچیز متعصب و سر سپرده خلیفه) به میهنمان دوخته شد.

منبع:http://www.shomaliha.com 

 

/ 0 نظر / 23 بازدید