اوضاع اقتصادی و مالی عصر آل بویه

محمد رسول الله، لا اله الاالله.2 علاوه بر سکه از چک و سفته  نیز در این عصر استفاده می شد چنانکه چک و سفته را در مقابل پول که می دادند دریافت و آن را در منطقه ای دیگر تبدیل به پول می کردند.

ب) در آمدها که در این دوره به چند صورت بود که عبارتند از مالیات ارضی، صدقات (زکات)، مالیات سرانه یا جزیه اهل ذمه. مالیات یکی از اقلام مهم درآمددولت بود که بیشتر توسط دیوان مالیه صورت می گرفت (اخذ می شد) و به صورت نقدی و جنسی بود. در زمان عضدالدوله علاوه بر مالیاتهای موجود، عوارضی به چهارپایان و کالاهای دیگر مقرر شد.مصادره اموال ثروتمندان و مغبوضین از راههای دیگر کسب درآمد دولت بویه بود.مهلّبی وزیر در ساختن کاخ امیر در بغداد مصادره اموال و ثروت را دستور کا رخودقرار داد و در بنای این کاخ سیزده میلیون درهم هزینه کرد.3هرچند پس از مرگ مهلبی اموال و ثروت او و دوستان نزدیک او نیز توسط معزالدوله مصادره شد.

 این رسم در تمام دوره و حکومت خاندان بویه وجود داشت.

از خصوصیات نظام مالی مسلمین آن است که دیوانهای خراج ولایتی در حکم خزائن دولتی بود و پس از وضع حقوق کارمندان و سپاهیان و هزینه های جاری مابقی به بیت المال عمومی بغداد حمل می شد.4درآمدهای کلان موجب شد که خلیفه عباسی و امیران آل بویه به عیاشی و اسراف و تجملات زندگی روی آورند در مقابل ولخرجی و عیاشی ها گاه بعضی از امیران با تدبیر صحیح موجب رونق اقتصادی و گسترش کشاورزی می شدند مانند عضدالدوله که کوشش می کرد درآمد  دولت افزایش یابد و در عین حال خرجش کم شود او در ابتدا امنیت راهها و مناطق را تأمین کرد که این امر باعث رونق تجارت و داد وستد شد و علاوه بر آن با ایجاد سدو کمک به زارعین امر کشاورزی را رونق بخشید. این پادشاه برای افزایش درآمد دولت مقررات و رسومی وضع کرد و برای آسیاها و خرید و فروش چهارپایان ضرایب مالیاتی را افزایش داد.

با سیاستهای تشویقی زمان آل بویه به ویژه عضدالدوله کشاورزی پیشرفت زیادی کرد.

در این زمان برنج کاری در کرانه دریای خزر و خوزستان معمول بود. کشت ارزن که نان فقیران می خواندند نیز توسعه یافت. نیشکر خوزستان و زیره کرمان و گلاب فارس و مراتع کردستان و لرستان معروف بود.5

صنایع نیز پیشرفتی درخور داشته است. قالی و قالیچه های ابریشمی و پشمی در شیراز و اصفهان  و کاشان و خراسان بافته می شد. معادن متعلق به دولت بود ولی با اجازه دولت توسط مردم استخراج می شد. آمل و ساری از بندرگاههای شمال ایران بود و روسها از طریق رود ولگا به ایران آمده وتجارت میکردند و شهرسیراف نیز بندرگاه خلیج فارس بود و کالاهای ایرانی از بنادر خلیج فارس به بصره و عربستان و مصر و هندوستان و جاوه و چین صادر می شد.[6]  
نیروی نظامی و ارتش در عصر آل بویه

به طور کلی سپاه در دوره آل بویه به دو دسته تقسیم می شد یکی نیروی آماده و جنگی و حرفه ای که همیشه آماده جنگ بود و به حشری معروف بودند و دسته ای دیگر نیرویی بود غیر حرفه ای که در موقع جنگ جمع آوری می شد و به مناطق اعزام می شد که به آنها یاوگی می گفتند. در این زمان از افراد جنگی امتحان به عمل می آمد تا کارایی آنها افزایش یابد. گاه می شد که سپاه بهدو دسته تقسیم می شد گروهی برای جنگ در روز و دسته ای دیگر برا ی جنگ  در شب.سپاه آل بویه دارای سلاحهای گوناگون بود که می توان به دو دسته عمده تعرضی و تدافعی تقسیم نمود. اسلحه تعرضی شمشیر که معمول ترین و مهم ترین سلاح جنگی بود و دیگر زوبین و نیزه و تبرزین و کمان و برای حمله به شهرها و تصرف قلاع از منجنیق و وسیله ای به نام قوچ[7]استفاده می کردند.و اما اسلحه تدافعی که بیشتر شامل زره، غره اگند[8] و سپر و برگِستُوان که نوعی زره برای اسب و فیل بوده است.

در لشکرکشی ها و جنگ ها دیده بان قرار می دادند و به هنگام عقب نشینی در سر راه دشمن سیخ های نوک تیز آهنین در زمین فرو می کردند تا از پیشرویی سریع دشمن جلوگیری کنند.

نقب زنی و حفر کانال زیرزمینی و نفوذ به قلاع دشمن یکی از راههای حمله و شکست خصم بود و معمولاً گروهی به نام نقّابین در سپاه آل بویه بودند که آشنا به قواعد ریاضی بوده و در واقع مهندس کارآزموده به شمار می آمدند.

در این زمان عده ای نیز با عنوان مفردان که در واقع به منزله گارد احترام امروزی بودند که همواره با پادشاه همراه بودند. این گروه معمولاً خوش چهره و خوش قد وقامت، نیکو، دلاور بودند. لباس سپاهیان آل بویه قبا و موزه (کفش ساقه دار) بود.

 هر ده نفر زیر نظر شخصی به عنوان عریف و هر ده عریف زیر نظر یک نقیب و هرده نقیب تحت فرمان یک قائد و هر ده قائد به فرمان یک امیر بودند.[9]
دین و مذهب آل بویه

در عصر امیران دیلمی مذاهب اهل تسنن در ایران بیش ترین پیرو داشته است ولی در عین حال پیروان مذاهب تشیع نیز در بعضی از شهرهای ایران زندگی می کردند. تمرکز شیعیان جعفری (اثنی عشری) بیشتر در شهرهای قم، کاشان، کرج ابودّلَف، شهر آوه ( میان قم وساوه)، تفرش، فراهان، شهری در مازندران به نام آرّم بوده است ولی در هر حال در بسیاری از شهرهای ایران و عراق در شهرهای سنی نشین محله یا محله هایی وجود داشته است که مختص شیعیان بود مانند محله مسلحگاه در ری، محله کرخ در مشرق دجله در شهر بغداد، محله ای در قزوین. شهرهای کوفه، نجف، کربلاء و حلّه، بصره، گرگان و مازندران، اهواز، نیشابور، اصفهان و …

مردم بسیاری از شهرهای فوق الذکر شیعه آل علی بودند.[10]

اما در مورد مذهب فرمانروایان آل بویه نظر بسیاری از مورخین بر شیعه بودن آنها است ولی در اینکه پیرو کدامیک از مذاهب شیعه بودند اختلاف نظرهایی وجود دارد. ولی می توان گفت که اکثریت امیران این خاندان شیعه جعفری بودند.

دلیل این مدعا را می توان در چند مورد ذکر   کرد. نخستین دلیل اینکه مدفن بعضی از امیران در محوطه مزار ائمه و فرزندان آنها قرار گرفته  است .چنانکه جنازه عضدالدوله (بنا بر وصیت خود او) در محوطه مزار علی(ع) در نجف دفن شد.[11]پس از او جنازه چند تن از امیران آل بویه در آنجا دفن شد.

دلیل دوم را باید ترویج اعیاد و سوگواری های شیعه دانست. دراین زمان درگرامیداشت عید غدیر خم امیران تلاش درخور کردند. شرکت و ترویج عزاداری و سوگواری در شهادت علی(ع) و فرزند گرامیش حسین(ع) و دیگر ائمه(ع) در این زمان بسیار مشهود است.

دلیل سوم اینکه دانشمندان شیعه جعفری مانند شیخ صدوق، شیخ مفید، سید رضی و سید مرتضی مورد تکریم بسیار قرار می گرفتند.

تجدید بنای مزار امام حسین(ع) و قبر حضرت معصومه د رقم به دستور عضدالدوله و ساخت مزار علی بن موسی الرضا (ع) در طوس توسط عمادالدوله و بنای مسجدی[12]در جوارش که بسیار زیبا بود دلیل دیگری است بر شیعی بودن خاندان بویه.

پادشاهان و امیران بویه به دفعات و برای دفع بلا به یکی از ائمه و فرزندان آنها متوسل شده و نذر می کردند و این دلیل دیگری است به اعتقادات و شیعه بودن آنان.

در انتهای این مبحث نظر اشپولر را در مورد مذهب آل بویه و اهمیت آن را ذکر می کنیم: آل بویه که از دیلم برخاستند از ابتدای امر شیعه دوازده امامی بودند و تا اخر نیز به عقیده خود وفادار ماندند و حتی توانستند به عنوان حاکم مطلق در سرزمین خلافت، مقاومت و مخالفت سنیان را درمقابل تبلیغات شیعیان سخت محدود نمایند و … همین امر که قاضی القضات دربار آل بویه که سخت به مذهب شیعه پایبند بودند، یکی از نقبای شیعی بوددر خودآگاهی و امنیت یافتن شیعیان تاثیر بسیاری داشته است.[13]
فهرست منابع

  1)آدام متز، « تمدن اسلامی در قرن چهارم هجری»، ترجمه علیرضا ذکاوتی قراگزلو، انتشارات امیرکبیر، 1362.

  2)اصلاح عربانی ابراهیم، « کتاب گیلان »، انتشارات گروه پژوهشگران ایران، 1374.

  3)زرین کوب عبدالحسین، « تاریخ مردم ایران(از پایان ساسانی تا پایان آل بویه»، انتشارات امیرکبیر، 1368.

  4)فقیهی علی اصغر، « آل بویه نخستین سلسله قدرتمند شیعه»، انتشارات صبا، 1365.

  5)عزالدین علی بن اثیر، « کامل(تاریخ بزگ اسلام و ایران)»، ترجمه عباس خلیلی-علی هاشمی حائری،

  6)شرکت سهامی چاب و انتشارات کتب ایران، جلد 13و15، 1351.

  7)مشکور محمدجواد، « تاریخ ایران زمین »، انتشارات اشراقی، 1363.

  8)میرابوالقاسمی سید محمدتقی، « سرزمین و مردم گیل ودیلم ».

  9)میر محمد بن سید برهان الدین خواند مشهور به میرخواند،« روضه الصفا»، جلد 4، انتشارات پیروز، 1339.

10)به کوشش دکتر منوچهر ستوده، « حدودالعالم من المشرق الی المغرب»،انتشارات طهوری، 1362.

11)ترجمه جعفر شعار، « سفرنامه ابن حوقل (صوره الارض»، انتشارات امیر کبیر، 1366.

1 فقیهی علی اصغر، آل بویه نخستین سلسله قدرتمند شیعه، صفحه 390

2 فقیهی، همان کتاب، صفحه 390

3 آدام متز، تمدن اسلامی در قرن چهارم هجری، صفحه 37

4 آدام متز، همان کتاب، صفحات 33-1

5 مشکورمحمد جواد، تاریخ ایران زمین، صفحه 179

6 مشکورمحمد جواد، تاریخ ایران زمین، صفحه 179

7 وسیله ای بود که دو شاخ داشت و با آن دیوار قلاع را سوراخ کرده به داخل قلاع راه پیدا می کردند.

8 لباسی که ریزه های ابریشم در خلال آن قرار می دادند تا شمشیر به آن اثر نکند.

9 فقیهی، آل بویه نخستین سلسله قدرتمند شیعه، صفحه 388

10 فقیهی، همان کتاب، صفحات 452-451

11 آدام متز، تمدن اسلامی در قرن چهارم هجری، صفحات 90-89

12 آدام متز، همان کتاب، صفحات 90-89

13 اشپولر برتولد، تاریخ ایران در قرن نخستین اسلامی

/ 2 نظر / 60 بازدید